ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

176

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

تقصير او را با خلعت به جهت او فرستاده ، و جمعى سپاه ، روانهء آنجا كرده ، آن محال را تمام بحيطهء ضبط و تصرف خود ، بيرون آورده ، از آن تاريخ تا به حال كه قريب دويست سال مىشود ، آن ولايت به تصرف طايفهء روسيه درآمده است . و معادن بسيار از مقولهء معدن طلا و نقره ، و مس و آهن دارد ، و در كوهستان آنجا سنگهاى معدنى خوب بهم مىرسد ، كه مىآورند و كليساها از آن سنگها مىسازند . و آنها اقسام رنگ‌ها مىباشد ، حتى سفيد به طريق سنگ مرمر ، و جواهرات بدل لعل ، و الماس و ياقوت و غيره ، كه بسيار خوش‌آب و رنگ مىباشد . در آنجا بهم مىرسد كه از آنجا آورده به خزانهء پادشاه روس تحويل مىنمايند و از همانها نشان‌هاى بسيار مىسازند و بهركس كه ميخواهند نشانى داده باشند مىدهند . و اكثر اهالى آن ولايت تاتار مىباشند و ساير اهالى آنجا ، ديگر مذاهب دارند و شغل اهل آنجا ، صيد ثمور و سنجاب ، و خز و روباى سياه ، و خرس و ساير جانورها مىباشد كه اكثر وقت بوده كه ثمور از آنجا آورده‌اند ، ده هزار تومان ، بيست هزار تومان ، پنجهزار تومان ، كمتر بيشتر شروكى ( كذا ) دادوستد كرده‌اند . و همين پوست روباى سياه بسيار قيمت دارد . اما آنچه از اين مقوله بهم مىرسد ، مختص خزانهء پادشاه است ، و ديگرى نمىتواند تصرف نمايد . و بسيار مكان‌ها دارند كه نان بهم نمىرسد ، و گوش تماهى صرف مىنمايند . و پاىتخت آنجا كه كورناطور توقف دارد ، كم‌چتكه نام دارد . و اين ولايت سيبر ، به علت مسافت بعيد ، و شدت سردى هوا ، و بدى راه محل محبس طايفهء روس مىباشد . هركس از اهالى مملكت ايشان كه مرتكب خلاف قانونى مىشود و در كار دولت اخلالى از او به ظهور مىرسد و امرى از او حادث مىشود كه مستوجب سخط ، و غضب پادشاه ، و حبس شدن مىشود ، او را در آنجا مىفرستند . اگر آدمى باشد كه اسم و رسمى داشته باشد ، به قدر گذران نانى به او مىدهند ، و او را در آنجا نگاه مىدارند . و اگر از عوام الناس است او را به معادن مىفرستند ، كه مشغل فعله‌گى و كار معدن شده باشند . تا وقتى كه بر طرف شوند و استخلاص از آنجا از براى آنكس كه او را در آنجا مىبرند بسيار كم اتفاق مىافتد مگر تغير پادشاه بهمرسد و حكم شود كه فلان كس را كه در آنجا برده‌اند بياورند و الا معاودت از آنجا بسيار مشكل است ، و كم اتفاق افتاده است كه شخص را به حبس آنجا برده باشند و چندى بعد آورده باشند . وضع سيبر و كيفيت حبس كردن مقصرين در آنجا ، به نحوى مىباشد كه تحرير شد . ديگر كيفيت باشت‌برد « 1 » است يعنى به اصطلاح اهل ايران فتهء مرخصى كه هر كس هرجا خواهد برود ، و اين امر به حدى در ميان ايشان انضباط دارد كه اگر برادر يا پسر پادشاه يك روز از شهرى به شهرى خواسته باشد برود ، بدون داشتن اين باشت‌برد ممكن ندارد و در هر جا برود لامحاله او را گرفته روانه همان مكان كه بوده است مىنمايند ، و دادن آن باشت‌برد هم از اين قرار است : كه هر كس خواهد از شهرى به شهرى رود ، باشت‌برد طلب مىكند ، كه سه هفته ، سه دفعه ، در كازت‌ها مينويسند و بخانه‌ها و به خلق مىدهند كه مطلع از رفتن انشخص بشوند و مبادا كسى طلبى يا محاسبه يا ادعائى داشته

--> ( 1 ) - اجازهء عبور گذرنامه پاسپورت